ای عجب احوال شهرم این حدود
بس که پل از بهر امت ساختند
امت بیچاره تنبان باختند
ساز خوش آهنگ دولت در نواست
هر دو لنگ جیب ملت در هواست
از حساب دولتی دم می زنند
مال بیت المال را هم می زنند
پل چه گویم شارعی بی فایده
لا سر و لا سینه و لا قائده
تحت پل در کوچه یی بن بست شد
راس آن هم زورکی پیوست شد
ای بسا در بین پل ها صف زدند
از برای افتتاحش کف زدند
در میان هوچیان رندی نبود
تا بگوید شرح مفتاح کبود
گفت درویش از سر دلواپسی
روی پل گاوت بزاید می رسی
اصفهان شهر بی خط و ربطی ست
مثل ربط مناره با گنجشک
و خصوصا که الغرض امروز
آنفولانزا گرفته این گنجشک
شهر صد فرقه های معوج و کج
روده های شکمبه ی گنجشک
هر خیابان ز تنگی و تاری
قفسی حول و دور این گنجشک
مثلا شه شهر فرهنگ است
گور بابای جیک جیک گنجشک
برج و بار و مثال تیغ و خلال
سیخکی رفته در ته گنجشک
مترو یی می زنند و می سازند
بیخ لنگ نحیف این گنجشک
بی جهت خواهرش نخواندندش
با دو صد شهرهای بی گنجشک
و هشتمین سال تاسیس انجمن کاریکاتور اصفهان
و سومین سال تاسیس خانه کاریکاتور اصفهان
نمایشگاه همه کاریکاتوریست های اصفهان
سوم تا شانزدهم خرداد ۱۳۸۶
نقش خانه حوزه هنری استان اصفهان
با حضور ( جوانه بوروکر ) کاریکاتوریست استرالیایی و عضو افتخاری کاریکاتور اصفهان
جهت اطلاعات بیشتر: ۸۴۴ ۸۴۴ ۵ ۰۹۱۲
جاده پیچ می خورد
اتومبیل هم
گویا روباهی رهگذر دل پیچه داشته است
دمت گرم و سرت خوش هست آری ؟
گمانم رفته پوزت لای گاری . . .