تبليغاتX
مهدی تمیزی
   نیمه شبی ابر و بادی به صفاهان رسیدیم . بلا به دور . شهریست که چون خر به گل مانده و زیر هر دندانی جگر داده . پیش تر ها آب و هوایی خوش داشت . و هر کجا ده گز سوراخ فرو برند پساب کارخانه یی بیرون آید . و شهر بی در و پیکرتنها به دیوار بلند حاشا می نازد . شهر که چه عرض کنیم . از دروازه ها با تی پای بیرون پریده و تکه تکه اش به تپه یی هم جوار چکیده و با آهن و سیمان روییده . و در شهر خیابان های تنگ و پیچ اندر پیچ و بناهایی سیخکی و دیکر هیچ . و در میان شهر میدان و مسجد و عمارت های نیکو ندیدیم . الا منقوش بر مقواهای براقی که کارت پستال می گفتند . از جهت اینکه به یادگار بدانیم که ما که بودیم که ! و بازارهای بسیار دیدیم از آن دلالان که اندر آن همه قسم دلال بود . در خدمت گذاری آماده . و چاک دهان دیدیم دریده . و سوی چشم دیدیم تنگ . و خفت گوش دیدیم کیپ . و جاهای دیگر دیدیم شطرنجی ! و همه محله ها را برج و برجک های معوج بود . و درزی بود که آن را خیابان می گفتند و عرضی از آن درز که به جای پارکینگ می فروختند . و حجره هایی دیدیم مملو از صنایع دستی و غیر دستی شرق دور . و قطاری که به پر و پای تاریخ پیچیده بود . و پس و پیش ما را قحطی عظیمی افتاده بود . و مردم آنجا هیچ نمی گفتند ! و در همه ی زمین پارسی جویان شوربایی نخود نماتر از اصفهان ندیدیم . و گفتند : اگر یک وجب ملک به کف آری تباه نشود که بهتر از هنر و همت است و به سالی نکشیده چنان چندت چندین و چند شود که مپرس . و دیدیم که خر نداند قیمت قند و نبات ! پس چندین بار خورشید و ماه دیدیم نهان شده در لابه لای دود و غبار و از شهر خارج شدیم . . .   

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 9:9 توسط مهدی تمیزی |

گفت درویشی لب زاینده رود

ای عجب احوال شهرم این حدود

بس که پل از بهر امت ساختند

امت بیچاره تنبان باختند

ساز خوش آهنگ دولت در نواست

هر دو لنگ جیب ملت در هواست

از حساب دولتی دم می زنند

مال بیت المال را هم می زنند

پل چه گویم شارعی بی فایده

لا سر و لا سینه و لا قائده

تحت پل در کوچه یی بن بست شد

راس آن هم زورکی پیوست شد

ای بسا در بین پل ها صف زدند

از برای افتتاحش کف زدند

در میان هوچیان رندی نبود

تا بگوید شرح مفتاح کبود

گفت درویش از سر دلواپسی

روی پل گاوت بزاید می رسی

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 22:26 توسط مهدی تمیزی |

    • با نهایت پوزش از حذف ردیف
    • می توانید به حساب بی خط و ربطی اوضاع شهر و کشورمان بگذارید
    • همچنین اجازه آن را دارید که به حساب منار بگذارید و یا گنجشک.

 اصفهان شهر بی خط و ربطی ست

 مثل ربط مناره با گنجشک

و خصوصا که الغرض امروز

آنفولانزا گرفته این گنجشک

شهر صد فرقه های معوج و کج

روده های شکمبه ی گنجشک

هر خیابان ز تنگی و تاری

قفسی حول و دور این گنجشک

مثلا شه شهر فرهنگ است

گور بابای جیک جیک گنجشک

 برج و بار و مثال تیغ و خلال

سیخکی رفته در ته گنجشک

مترو یی می زنند و می سازند

بیخ لنگ نحیف این گنجشک

بی جهت خواهرش نخواندندش

با دو صد شهرهای بی گنجشک  

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:21 توسط مهدی تمیزی |