به جهت اینکه ریا و یا خدای نا کرده غیبتی انجام نگیرد ، از بکار بردن هر گونه نام فرد ، گروه ، دسته ، حزب و حتی کشوری در این سروده خودداری شده است .
یک زمان حال عجیبی داشتیم بر زبان امن یجیبی داشتیم
ملت از احوال خود گیج و ملنگ بعد از آن اوضاع ناهمگون جنگ
آمدند و کم کمک سازی زدند چون چکاوک زیر آوازی زدند
دوره یی شد دوره ی سازندگی ابتدای دوره ی دارندگی
مملکت رو به جلو اما به زیر ملت پا خورده از برنا و پیر
در همین اوقات و احوال خموش مرد خندانی بیامد بیخ گوش
از تساهل با تسامح گفت و گفت خاک روی مغز مردم را برفت
گفت و گو را آنقدر آغاز کرد درزهای بسته یی را باز کرد
چاله هم خورد و فضا آلوده شد بیست میلیون رای ملت لوله شد
فرصتی محدود دارم excuse خود بخوانید از جراید یا news
شاعر پرچانه را ترسم یکی حد زند مانند مرد تنبکی
القرض دور نهم شد نم نمک نامزدهایی عزیز و بی کلک
دور اول رفت و دور دومی گفته شد یک انتخاب مردمی
حرف هایی زد یکی مرد عجیب باز آمد بر زبان امن یجیب
گفته از آنان که آقا زاده اند مال ملت را به یغما داده اند
گفته از زیر و زبر آورده ام صد وزیر تازه تر آورده ام
ضمن آن هم گفته بامدهای روز من نخواهم داد زور از خود بروز
دولتی سازم ز دین انباشته از عدالت پروری گل کاشته
جان شاعر، یک شعار توپ داد قافیه کم بود ، شاعر سوپ داد
گفته تک تک سفره ها نفتی کنم چشم دنیا را هش الهفتی کنم
لیکن ای فرمان ما در دست تو جاده مان افتاده در بن بست تو
ای تمام حرف هایت هسته یی غیر از این ما را ندادی بسته یی
کی کجا دانه درشتان را زدی ما نفهمیدیم ! شاید جا زدی
از وزیرانی قدر دادی نوید دکترای حضرت والا پرید
حول راس ات هاله می بینی عمو ! سفره ها مان را نمی بینی عمو !
درمیان هوچیان رندی نبود تا بگوید شرح مفتاح کبود
بس کن ای شاعر شفاعت خواه و حج ذکر ما " الصبر و مفتاح الفرج "